عطا ملك جوينى

426

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و دو ماه پيموده است و فقط مسافت از جيحون تا الموت را در مدّت ده ماه و نيم « 1 » ، پس از اين مقدّمه گوئيم كه ورود هولاكو در اثناء اين سفر بطوس بتصريح جوينى ج 3 ص 103 در ماه ربيع الآخر سنهء 654 بوده است ، و پس از چندى اقامت در آن شهر از آنجا به طرف مرغزار رادكان و از آنجا نيز پس از مدّتى توقّف بجانب استو ( يعنى ناحيهء قوچان ) روانه شد و مدّت يك ماه نيز در آن حدود توقّف نموده « 2 » چون كوه و صحرا از علف خالى شد از استو حركت كرد و در دهم شعبان بخرقان و بسطام رسيد « 3 » ، پس چنان كه ملاحظه مىشود هولاكو ماه‌هاى ربيع الثّانى و جماديين و رجب 654 را الى دهم شعبان در نقاط عرض راه ما بين طوس و بسطام بوده است يا در حركت يا در توقّف ، و در عرض اين مدّت ركن الدّين خورشاه آخرين پادشاه اسمعيليّهء الموت دو مرتبه هيئت سفرائى بدربار هولاكو فرستاد : مرتبهء اوّل برادر خود شهنشاه را كه در استو بحضور پادشاه مزبور رسيد « 4 » ، و مرتبهء ثانى صدر الدّين نامى را از اركان دولت خود كه در موضعى موسوم به نفاق ؟ ؟ ؟ ( يعنى همين موضعى كه محلّ گفتگوى ماست ) بملاقات وى نايل آمد « 5 » ، پس واضح است كه نفاق ؟ ؟ ؟ بعد از استو ( - قوچان ) است براى كسىكه از قوچان به طرف الموت ميرود ، و از طرف ديگر چون مراجعت اين سفارت دوّم از اردوى هولاكو بالموت بتصريح جوينى ج 3 ص 262 در اوايل شعبان بوده و وصول هولاكو ببسطام چنان كه در فوق گفتيم در دهم همان ماه پس بديهى است كه ملاقات سفير مزبور با هولاكو قبل از ورود اين پادشاه

--> ( 1 ) حركت هولاكو از مغولستان از اردوى خاصّ خود بجانب قلاع الموت در 24 شعبان سنهء 651 بوده است ( جهانگشا ج 3 ص 96 ) ، و عبور او از جيحون در غرّهء ذى الحجّه 653 ( جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 152 ) ، و وصول او بپاى قلعهء ميمون دز در 17 شوّال 654 ( جهانگشا ج 3 ص 266 ) ، ( 2 ) جهانگشا ج 3 ص 104 - 106 ، ( 3 ) جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 182 - 184 ، ( 4 ) جهانگشا ج 3 ص 106 و 261 ، ( 5 ) ايضا 3 : 262 - 263 ،